اوج ایثار

یک تیربار عراقی مارا خیلی اذیت می کرد . نارنجکی به این برادر بسیجی دادیم وگفتیم :اگر توانستی سینه خیز نزدیک دشمن برو وبااین نارنجک ، تیربار راخاموش کن . او سینه خیز پیش رفت ، نزدیک دشمن که رسید ، نارنجک را به طرف تیربار عراق پرتاب کرد ودرهمان حال تیربارعراقی او را به رگبار بست ، او شهید شد وتیربار دشمن هم نابود گشت .

/ 1 نظر / 20 بازدید